احساس تکلیف میکنم که باید بنویسم ، شاید هم حرفهایم انباشت شده!
¤ نوشته شده در ساعت ٢:٥۸ ب.ظ توسط Ahmad Sadeghi
جمعه ۱٠ اسفند ،۱۳۸٦
من هستم ...اما مدتیه کمی سرم شلوغه... انتخابات فراموش نشه لطفا.
¤ نوشته شده در ساعت ٩:۳٦ ق.ظ توسط Ahmad Sadeghi
سهشنبه ٢ بهمن ،۱۳۸٦
پنجمین محموله سوخت نیروگاه بوشهر هم امروز به محل مورد نظر رسید ، یعنی تا پایان دریافت محموله ها چیزی نمانده است ، ولی حس غریبی دارم ، به نوعی از عواقب کار میترسم ، میترسم شیطنتهائی از سوی بیگانگان جدای از شکست طرح ، یک فاجعه انسانی را در بر بگیرد ، شاید علاقه من به مردم بوشهر هم مزید بر این نگرانی شده است .امیدوارم به خیر بگذرد.
¤ نوشته شده در ساعت ٩:٢٤ ق.ظ توسط Ahmad Sadeghi
یکشنبه ۳٠ دی ،۱۳۸٦
گاز را نباید زیاد مصرف کرد ، چون هم شبکه کشش ندارد و هم اینکه هموطنان ما در شهرهای دیگر با افت فشار مواجهه میشوند .... آب را نباید زیاد مصرف کرد چون حتی اگر منابع آبی خوبی هم باشد ، شبکه های تصفیه و توزیع کشش ندارد.... برق را نباید زیاد مصرف کرد چون شبکه توزیع گاهی کشش ندارد و گاهی نیروگاهها توان تولید ندارند .... از اتومبیل نباید زیاد استفاده کرد ، چون هم هوا آلوده میشود و هم ترافیک ایجاد میشود و هم اینکه بنزین سهمیه بندی شده مصرف میشود . برخی از این اتفاقات متوجه دولتهای گذشته و فعلی نیست ، بخشی از آن به برنامه ریزان شهری و منطقه ای برمیگردد که بدون درک صحیح از شرایط گروهای مرجع و با تاثیر و کپی برداری ناصحیح از الگوهای غیر ایرانی و عدم ارائه طرحهای مناسب در نتیجه این مسائل ، موجب شده اند تا شرایط بدین گونه برسد و حال آنکه شرایط فعلی با مسکن ( به ضم میم ، به فتح سین و به کسر کاف مشدد ) معضلات حل نمیشود ، هر چند که در حال حاضر هم نمیتوان عالمی دیگر بباید ساخت و وز نو آدمی .
¤ نوشته شده در ساعت ٩:٥۸ ق.ظ توسط Ahmad Sadeghi
سهشنبه ٢٥ دی ،۱۳۸٦
وزارت نفت در اقدامی مثلا نمادین سیستمهای گرمایشی خود را خاموش کرد تا ابراز همدردی با مناطق بدون گاز و سرد نماید و وضع را تا زمان بازگشتن مناطق بحران زده به حالت عادی ادامه دهد . در حالت اول این اقدام خیلی نوع دوستانه و زیبا به نظر میرسد اما ... اما کارمندان وزارت نفت که بصورت ستادی کار میکنند چه نقشی میتوانند در رفع مشکل مناطق بحران زده انجام دهند ، کارمندان ستادی چه گناهی را مرتکب شده اند که باید در سرما از امکانات حداقلی محروم شوند ، حال آنکه این خاموش کردن سیستمها تاثیری در مناطق بحران زده ندارد. از سوی دیگر فرض را بر آن میگردد که این کارمندان بتوانند مشکل منطق بحران زده را از ساختمان وزارت نفت حل نمایند ، آیا با این برخورد که نوعی تنبیه است میتوان انگیزش ایجاد کرد و آیا کارمندی که میلرزد و سردش است میتواند کارائی و راندمان داشته باشد ؟ به نظر من تصمیم مسئولان وزارت نفت اشتباه بوده است ، برای رفع مشکل بصورت کوتاه مدت قطع گاز سالنهای ورزشی و استخرها و مناطق صنعتی است تا بحران رفع شود.
¤ نوشته شده در ساعت ۱٠:٠٠ ق.ظ توسط Ahmad Sadeghi
دوشنبه ٢٤ دی ،۱۳۸٦
وقتی مینویسی نشان میدهی که هستی و چند مرده حلاجی.
¤ نوشته شده در ساعت ۱٠:٤۱ ق.ظ توسط Ahmad Sadeghi
یکشنبه ٤ آذر ،۱۳۸٦
داشتم در پیاده روی خیابان عباس آباد راه میرفتم ، دیدم که پیاده رو ها سنگ فرش شده اند و همسطح سازی صورت گرفته است ، نظیر این اقدام را هم در خیابان ولی عصر و خیابان جمهوری دیده ام و هر چند که پیاده رو سازی خیابان ولی عصر همراه با جنجال رسانه ای بود ، و مسموعات قبلی خبر از حل شدن مشکل آبگرفتگی ها هم میداد ولی در اولین بارش پائیزی دیدیم که آبگرفتگی های زیادی در همین خیابان ولیعصر مشاهده شد و حتی در خیابان شریعتی با پای پیاده امکان عبور از خیابان و برخی از تقاطعها نبود ، هدف این نیست که تمامی اقدامات شهرداری به خاطر این ضعفها مورد سوال قرار گیرد ، اما مشکل اداره شهر نوع و تعداد خدمات نیست ، مشکل عدم مدیریت یکپارچه شهری است که خیلیها خود را متولی آن میدانند .مشکل کلانشهرها با مدیریت یکپارچه شهری ( نه با مدیریت واحد شهری ) قابل حل است .
جنجال رسانه ای از مشکلاتی است که منافع ملی با آن دست به گریبان است ، جنجال رسانه ای بود که از خودروی ال ۹۰ یک سفینه فضائی ارزان قیمت ساخت .ججال رسانه ای است که با تیتر زدن اخبار گوناگون به تورم دامن میزند ، روزنامه ای مانند اعتماد ملی تیتر میزند : آزاد سازی بنزین ، ماموریت تازه مجلس . آزاد سازی قیمت بر اساس موارد قانونی است و هیاهوی آن فقط موجب فتنه و تنش در جامعه است ، آزادی بیان حق و رسالت رسانه هاست و کاملا بر اساس قانون اساسی . اما جنجال رسانه ای فقط تسویه حساب شخصی است .
¤ نوشته شده در ساعت ۱٢:۳٧ ب.ظ توسط Ahmad Sadeghi
چهارشنبه ۳٠ آبان ،۱۳۸٦
سفرهای استانی رئيس جمهور
سفرهای استانی رئیس جمهور حرکت جدید و نوئی است که توسط ایشان انجام میگیرد . بحث موضوع بر سر برنامه و برنامه ریزی این اقدام میباشد. حرکت نوئی که از لحاظ نظم و ترتیب سابقه نداشته است . مردم ساکن در شهرستانها حتی اگر یک مدیر کل استانی هم به سراغ آنها برود شور و شعف میگیرند ، من خودم این مسائل را زمانی که در دهلران و ایلام و ایوان غرب کار میکردم به عینه دیده بودم . بدیهی است برای تمهیدات سفرهای استانی و اینکه دیده شود که هر استان چه نیاز دارد ، مستلزم ارائه نظرات کارشناسی دقیق میباشد که این خود یک برنامه ریزی اساسی است و نوعی تصمیم سازی که میبایست به دست کارشناسان خبره صورت پذیرد . ، از سوئی دیگر با از دست دادن ۲ روز هفته ( به غیر از جمعه ها که روز کاری حساب نمیشود ) مشکلات عدیده ای از بابت عدم حضور در مرکز ( تهران ) و کنترل بر فعالیت های دولت و یا وزارتخانه ها رخ میدهد ، مشخص است که در صورتی که وزیان و معونان وزیر در وزارتخانه نباشند ، شاید سستی هائی رخ دهد و کاستی هائی نیز به پیروی از آن . دیکته نانوشته غلط ندارد ، اما حال که دیکته سفرهای استانی نوشته شد میبایست ایرادات و اشکالات آن هم برطرف گردد ، این شیوه سفرهای استانی را میتوان با روش مدیریت بر مبنای گشت زنی نیز مشابه کرد که طی آن مدیر به نقاط مختلف سازمان سرکشی میکند و اوضاع را از نزدیک دیده و برای زیردستان اهداف را ترسیم میسازد.
¤ نوشته شده در ساعت ۳:٠٧ ب.ظ توسط Ahmad Sadeghi
سهشنبه ٢٩ آبان ،۱۳۸٦
مديريت ايرانی
من اعتقاد دارم اغلب تکنیک ها و استراتژی های مدیریتی در کشور ما پاسخ نمیدهد ، شاید اگر در ارائه تئوری های مدیریت ، مردم ایرانی در کشور ایران به عنوان نمونه و جامعه آماری ، مورد آزمایش قرار میگرفتند ، برخی از تئوری هاو نظریه های مدیریت هرگز وارد کتابهای مدیریت نمیشد ، ایرانی ها مدیریت ایرانی میخواهند ، پاسخ ایرانی ها شاید به دو آزمایش یکسان ، یکی نباشد ( با در نظر گرفتن نمونه آماری مشابه ) ، مدیریت ایرانی بیشتر بر آنچه پیش بینی میشود است که میبایست غیر از آن انجام گیرد ، مشخص نیست رفتار های ایرانی ها نسبت به موضوعات مختلف چیست ، تحلیل های نظرسنجی های مختلف اگرچه منبعی است برای استناد به قابل پیش بینی بودن رفتار ، ولی در حقیقت آنها سوق دادن افراد است به آنچه تحلیلگران و پرسشگران به آنچه میخواهند برسند .
اینست که با تکیه به خلاف آنچه پیش بینی میشود و با ایجاد موجها و سونامی ها و رواج مد و اپیدمی نمودن یک موضوع میتوان به آنچه خواست رسید ، زمانی مدیریت دانش نقل محافل و سازمانها میشود و زمانی بحث سازمانهای یادگیرنده و مهندسی ارزش و به مانند آن ولی همه در یک زمان در اوج قرار دارند و به زودی فراموش میشوند . اینست تکنیک مدیریت ایرانی.
¤ نوشته شده در ساعت ۱۱:۱٧ ق.ظ توسط Ahmad Sadeghi
شنبه ٢٦ آبان ،۱۳۸٦
مديريت يکپارچه شهری
شهر نیازمند رسیدگی ، سیاست گذاری و ایجاد و اجرای راهبردهای ویژه میباشد ، شهر را میبایست به عنوان یک پدیده غیر مجرد با در نظر گرفتن عوامل اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و با توجه به ارتباطات وو کارکردهای آن نگاه کرد. در اداره شهر میبایت برای رسیدن به آرمانهای اصلی و ایده آل از تخصص های مختلفی استفاده کرد به مانند یک سد که از تخصصهای عمران و مکانیک و برق و ابزار دقیق و زمین شناسی و زیست محیطی و... استفاده میشود . در حال حاضر خیلی افراد خود را متولی شهر و مسائل شهری میدانند از برنامه ریزان شهری گرفته تا فراکسیون مدیریت شهری و شهرداری که خود را مدیر شهر میخواند . اما به راستی مدیر شهر کیست و چه وظایفی دارد.
مدیریت یکپارچه شهری وظیفه هماهنگ نمودن کامل دستگاهای اجرائی مربوط به شهر ( و نه همه دستگاه ها ) را بر عهده دارد . تدوین سیاستها و استراتژی های شهر و اجرائی نمودن آنها بر عهده مدیر شهر است ، مدیر شهر میبایست با استفاده از تدابیر لازم ، شهر را جهت رویاروئی با بحرانهای طبیعی و تا حدودی غیر طبعی آماده سازد و در نقش کنترلگر بحرانها حاضر گردد ، دستگاه هائی نظیر آب و فاضلاب ، برق ، بهداشت و درمان و... در محدوده شهر میبایست تحت سرپرستی مدیر شهر باشد . مدیر شهر میبایست یک مدیر شهری باشد نه یک برنامه ریز شهری یا دانش آموخته جغرافیا یا مهندس شهرساز و معمار.
¤ نوشته شده در ساعت ۳:٥۱ ب.ظ توسط Ahmad Sadeghi
